|
دریجان-جزین- دربر - توکل آباد- پوطار
|
||
|
ایمیل وبلاگ darijandarijani@yahoo.com |
به نام خدا
در ابتدا تشکر میکنم از مدیر وبلاگ که امکان نزدیکی فکرها را در عین دوری افراد فراهم کرده اند.
در بدن انسان یک سری انرژی(مثل الکتریسیته ساکن) وجود داردکه این انرژی ها در بر خورد
بدن با اجسام اطراف به شکل منفی(مضر)از بدن خارج میشود.تحقیقات یک دانشمند آمریکایی نشان
میدهد که این انرژی ها میتوانند از طریق اتصال پیشانی-کف دو دست-زانوها و انگشتان پا با زمین
به صورت مثبت خارج شوند.در حالی که برخی از افراد این انرژی ها را با انجام کارهای ثقیلی مثل
یوگا و...تخلیه میکنند مسلمانان درهر نوبت نماز خواندن این انرژی ها را به صورت مثبت از بدن
خارج میکنند.

ان شاء ا... قصد داریم از برترین نویسنده وبلاگ دریجان از زمان تولد وبلاگ تا کنون در مراسم سالانه تقدیر قدردانی شود
معیار ما نویسندگان مطالب زیر می باشد:
۱- مطالب با معنا و کپی نشده از جایی
۲- مطالب مربوط به شهرمان بم
۳- مخصوصا نویسندگانی که مطالب راجب دریجان و توابع نوشته اند و به نوعی مشکلی خبری را بررسی کرده اند و ...
از زمان ایجاد وبلاگ تا مراسم سالانه تقدیر که احتمالا شهریور ماه ۱۳۸۸ انجام خواهد شد تمام مطالب و تمام نویسندگان مورد ارزیابی قرار گرفته و نهایتا یک یا دو نویسنده برتر برای تقدیر در آن مراسم انتخاب خواهد شد
بازهم از همه دوستان عزیز برای نویسندگی در این وبلاگ دعوت می کنم
چشمه ای در شهر بم
حکایت جالبیست حکایت آن چشمه که در شهر بم هر از چندگاهی فردی تشنه لب را از میان یکی از ایلات شهر بیرون کشیده و بسوی آن چشمه می برند. آن هم به چه آرامی تا تشنگی وجود آن بیچاره را فرا گیرد طفلک را بر سر چشمه برده اما تشنه لب بر می گردانند .
که آن چشمه چشمه ی قدرت است و آن بیچاره تشنه ی قدرت. نهایت تشنه بر لب چشمه میمیرد و افسوس که بر شمار این مردگان تشنه لب هر روز زیاده می شود.
نیز آن دم که به چهره ی این مردگان می نگریم صد افسوس می خوریم که بیچارگان عزراییل خود را نشناختند.
زاغکی شامگهی دعوی طاووسی کرد صبحدم فاش شد این راز ز احوالی چند
خفتگان با تو نگویند که دزد تو که بود باید این مساله پرسید ز بیداری چند
دیو را گر نشناسیم ز دیدار نخست وای بر ما سپس صحبت و دیداری چند
دفع موشان کن از آن پیش که آذوقه برند نه در آن لحظه که خالی شود انباری چند
افسرت گر دهت اهریمن بدخواه مخواه سر منه تا نزنندت به سر افساری چند
اگرت موعظه ی عقل بماند در گوش نبرندت ز ره راست به گفتاری چند
اما انصاف آن است که خود میت را نیز در قتل شریک بدانیم چرا که خود خنجر عزراییل را صیقل داد.
طایری کز آشیان پرواز بهر آز کرد کیفرش فرجام بال و پر به خون آلودن است
و بر روی سنگ قبر آنان با خط درشت از برای عبرت دیگران می نگارند:
قناعت کن اگر در آرزوی گنج قارونی گدای خویش باش ار طالب ملک سلیمانی
در این ره پیشوایان تو دیوانند و گمراهان سمند خویش را هر جا که می خواهند می رانی
ندیدی لاشه های مطبخ خونین شهرت را اگر دیدی چرا بر سفره اش هر روز مهمانی
|
این حلقه ازدواج، یه حلقه معمولی نیست. میتونه یه روز پیش از سالگرد ازدواج افراد، این رویداد رو یادشون بندازه. اساس کار حلقه اینه که با گرم کردن انگشت شخص تا حدود 50 درجه سانتیگراد و به مدت 10 ثانیه چنان این واقعه رو یادش میندازه که تا عمر داره از خاطرش نمیره.تازه این عمل تو اون روز در هر ساعت تکرار می شه.قیمتشم 760 دلاره. * 760 دلار که خیلی نیست.میشه حدود 600 -700 هزار تومن ما، که خیلی از قیمت های حلقه های الان ما کمتره. ** من فکر کنم اگه این حلقه تو دست هر کی بره و اون طرف هم مثل من( که در عین حال که سرماییم، به شدت هم از گرما متنفرم)، باشه ، همون دفعه اوله هشدار بکنه و بندازتش دور. *** تازه این حلقه واسه آدمای جنوب و مثلا اهوازی ها که هوای 50 درجه رو هر روز تجربه می کنن، که به درد نمیخوره .ولی خوب......هنر برقه دیگه....واسه کلاس گذاشتن که به درد می خوره!!!
|
یه ایمیل برام اومده بود(که شاید برا شما هم اومده باشه) حیفم اومد تو وبلاگ درج نکنم.
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید
به نکتههاى زير توجه کنيد:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسيبهاى جنگ، 
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر میتوانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس داريد،
در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيبتان پول داريد،
شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
اگر شما اين نوشته را میخوانيد، از سه خوشبختى بهرهمند هستيد:
1- يک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
به قول يکنفر:
طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهايد،
طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمیبيند،
طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.
وهمیشه خدا را شکر کنید
با سلام خدمت همه همشهریان عزیز
1_حضور بهزاد خواننده محبوب بمی در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی
امسال اولین خبر در شهر حضور بهزاد(مهدی بهزادی) خواننده محبوب شهرمان در هیئات عزاداری شهر بود که مدتی است از ایلات متحده بازگشته است.
ایشان یک روز در هیئت قصر حمید و یک روز هم در هیئت طباطبایی شرکت کردند که به هیئت طباطبایی که هیئت دوران بچگی او نیز می باشد یک دستگاه آمپلی فایر به ارزش یازده میلیون تومان هدیه کرده است
خدا خیرش دهد انشالا.....
همچنین آقای بهزاد در این هیئات دقایقی در مدح امام حسین خواندند. صدای دلنشین ایشان همواره آرامبخش قلبها بوده است. بهزاد با قلبی پاک میخواند . این را هر کس که در مراسم امسال در جوار او حضور داشته خواهد گفت. پس بهتر است همانگونه که دلش با حسین است افکار و اعمالش هم حسینی شود.
2) دزدی ناموفق در یکی از مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی
عصر تاسوعا در بخش زنانه هیئت قصر حمید دو زن قصد خارج کردن تعداد زیادی از گوشیهای موبایل ربوده شده را داشتند که خوشبختانه با هشیاری یکی از خانم ها در مجلس آنها را دستگیر و به مقامات قضایی تحویل دادند.
3)دعوا بین هیئت بروات و هیئت زید
عصر روز جمعه مصادف با سوم (شهادت امام حسین ع ) هنگامی که هیئت بروات قصد ورود به امامزاده را داشتند و با عدم باز کردن ر اه برای ورود ایشان توسط هیئت زید روبرو شدند تعدادی از جوانان بی فرهنگ این دو هیئت با آجر به جان هم افتادند تا یکی از صحنه های بسیار زشت این محرم در بم را بوجود آورند.
۴)جلوگیری از انجام آداب غلطی که هیچ جایی در فرهنگ غنی اسلام ندارد.
خوشبختانه امسال توسط اداره اطلاعات از انجام اعمال ناشایستی مانند قمه زنی - راه رفتن بر روی آتش و خرده شیشه جلوگیری شد.همچنین از حمل بیهوده علم ها که به جز راهبندان هیچ نتیجه ای ندارد نیز با همکاری مسئولان محترم هیئات جلوگیری شد.و جایگزین این فرهنگهای غلط مراسمی مانند تعزیه و ... شده که خیلی هم مورد پسند است تا جایی که هر جوانی که به همین راحتی آب در چشمش جمع نمیشود با دیدن صحنه بازسازی شده ی انتقال اسرای اهل بیت امام حسین(ع) از خود بیخود شدند .
چه خوب می شد اگر اینگونه مراسم در روستای ما نیز اجرا می شد تا مردم حسین دوست ما نیز از این موضوع بهره مند شوند که البته هزینه تامین لباس ها و وسایل مورد نیاز برای اجرای این صحنه بسیار هنگفت است که باید فکری برایش کرد و در اولین جلسه حضوری با بچه های وبلاگ مطرح خواهد شد.
اما بعد از ظهر روز سوم که در مراسم عزاداری شرکت کرده بودم به اتفاق شاهد صحنه جالب هجوم زن و مردهایی شدم که به جان یک تکه فلز که به شکل یک دست در آمده بود شدم. از مردم جویا شدم موضوع از چه قرار است؟ پاسخ دادند که این فلز همان علم غیبی یکی از هیئتها آیست که هر سال فقط تاسوعا و عاشورای حسینی ظاهر میشود. قضاوت بر عهده شما...! آیا امکان دارد که یک فلز که جایی هم در فرهنگ حسینی نداشته و وسیله ای کاملا من در آوردیست سال به سال غیب شود و فقط 2 روز پیدا شود یا شاید اصلا حکایت این نیست و ماجرا چیز دیگریست مثلا در ایم قدیم این علم از جایی آمده که هیچ کس نفهمیده و به همین خاطر اسم این علم را علم غیبی گذاشتته اند. لطفا اگر کسی در این مورد اطلاعی دارد برای ما بفرستد.
اما بنده به شخصه و جدای از یک وبلاگ نویس به این موضوع اعتقاد ندارم و برایم قابل توجیه نیست زیرا اگر این چنین بود خبرش بزودی تیتر اول رسانه های کشور میشد.
بیایید به جای این خرافات به بررسی اهداف و جنبه های قیام امام حسین (ع) بپردازیم نه بوسیدن تکه ای فلز که هیچ کجای اسلام از هیچ امامی پیشنهاد نشده است.
بررسی جنبه های عزاداری در این وبلاگ تا آخر محرم ادامه خواهد داشت
اما مراسم امسال دریجان...
خداراشکر که امسال هم این مراسم با حضور گسترده مردم و به نحو احسن برگزار شد. اما واقعا جای خالی یک باند پخش صدای با کیفیت احساس میشود. حیف است که صدای زیبای مداحان هیئت ما در این بلندگوهای قدیمی پخش شود و از کیفیت آن بکاهد.
همچنین جا دارد از حضور پرشور مردم در این مراسم تشکر کرد.
اما از حاشیه های بسیار زیبای امسال میتوان به کار بسیار شایسته بچه های سلمان اشاره کرد که در روزی که ایشان سفره میدادند پس از جمع آوری ظروف یک بار مصرف و ته مانده غذا اجازه ندادند حتی ذره ای محیط آلوده شود و این ته مانده ها را به َشهر انتقال دادند و به جایگاه مخصوص زباله ها رساندند و این همان فرهنگ اسلام است: نباید ذره ای ضرر از جانب ما متوجه شخص- ملک یا محیط اطرافمان شود. احسنت – خسته نباشید و قبول باشد.
این بحث ادامه دارد...
به طور خلاصه اخبار این اواخر را بیان میکنم.
۱)آوردن یک سوله و تعدادی کانکس توسط شورای روستا که کاری تحسین برانگیز است.
۲)نصب تابلوی خوش آمد و معرفی دریجان توسط .... و شکسته شدن آن پس از چند هفته توسط باد.
۳)نام گذاری کوچه و خیابانهای دریجان.
۴)خشک شدن قنات که به گفته بعضیها از آن سوی رودخانه بیرون زده است.
از این تاریخ اخبار دریجان به صورت جزء به جزء در این وبلاگ درج خواهد شد.
مسئول این کمبود فقط و فقط شکارچیان از خدابیخبری هستند که به شکار بی رویه ی پرندگان اطراف دریجان مشغولند که زیبایی طبیعتند اما این طبیعت در حال نابودیست.
این موضوع توجه بیش از پیش مسئولان شکاربانی را می طلبد.
بنده با سوال از نمایندگان مراجع تقلید متوجه شدم که خوردن اینچنین گوشتی حرام است و شما شکارچیان خوب میدانید آوردن مال حرام به خانه چه عواقبی دارد.
بیایید در حفظ این طبیعت کوشا باشیم.
۲:برقراری ارتباطات هماهنگ
۳:خوش برخورد بودن
۴:استفاده مناسب از موفقیت خود
۵:حفظ اسرار
۶:داشتن انگیزه
۷:حمایت کردن
۸:حفظ انگیزه و روحیه کار تیمی
۹:داشتن روابط شفاف
۱۰:درک فعالیت های گروهی
هر یادی جز یاد خدا تاریکی است امام صادق (ع)
تقوی کلید رستگاری است حضرت علی(ع )
یاد خدا مایه راندن شیطان است حضرت علی (ع )
سلام بر راوری صادق عشق ارادی جاری شده در مجرای زمان ومکان از آدم تا نوح واز ابراهیم تا حسین (ع)....
چند محرمی است مردم و جوانان دریجان به برکت انفاس قدسیه شهدای والامقام منطقه...
مفتخر به حضور شما استاد ارجمندهستند که با نوا ونوحه ی گرم وصمیمی به فیض می رسند به رسم ادب از همه رنجی که بر خود هموار می کنید تشکر می کنیم و از خدای منان برای جناب عالی و خانواده محترم آرزوی سلامت وسعادت داریم
یاران صمیمی سلام
بزرگی در جهان می گوید
یک چوب کبریت محقر سر دارد ولی مغز ندارد بنابراین با کوچکترین اصطکاک فورا" آتش می گیرد.
همه انسانهای بزرگ هم سر وهم مغز دارند بنابراین بیاییم عکس العمل فوری انجام ندهیم . و همیشه لبخند بزنید.....
این نیز بگذرد
روزگارتان شیرین وشادی افزون
جناب آقای دکتر محمد دریجانی
ضمن تسلیت عروج ملکوتی پدر بزرگوارتان از خداوندبلند مرتبه برای ان مرحوم غفران الهی وبرای بازماندگان صبر واجر جزیل را خواستاریم
بنیاد علمی دانشجویان و دانش اموختگان منطقه دریجان
دوست نویسنده ما هیچ منظور خاصی ج ز یک شوخی ساده نداشته و لی واقعا از بابت درج آن از شما دوستان عزیز عذرخواهی می کنم. البته کنترل مطالب به علت کمبود وقت در مورد مطالب همه نویسندگان کمی سخت است اما امیدوارم با تشکیل جلسه ای ضمن توجیه همه نویسندگان از درج دوباره چنین مطالبی که در خور و شایسته این وبلاگ نیست جلو گیری شود
واقعا از تذکر و نکته سنجی شما خواننده عزیز ممنون و متشکریم.
باز هم منتظر انتقادهای به جا و منطقی شما هستیم
بچه ها این مطلبو درباره سریال ترانه مادری تو وبلاگ http://www.taraneye-madari.blogfa.com دیدم گفتم واستون بذارم
خیلی باحاله......
خوانندگان گرامی به علت تخصصی بودن مفاهیم سریال سوالات فوق العاده مفهومی می باشد.در انتخاب پاسخ درست دقت فرماید
سکانسی از فیلم:
چند هفته ای از آغاز اولین ترم دانشگاه می گذرد نغمه از ماشینش پیاده می شود.در همین لحظه پویا که با تاکسی موتور نغمه را تعقیب می کرده از موتور پیاده می شود.روبروی نغمه قرار می گیرد جعبه ی کادوپیچ شده ی غر و غوزی را در میاورد به نغمه نگاه می کند کادو را به طرف نغمه می گیرد و طی یک عملیات انتحاری ناغافل به نغمه می گوید می خواستم باهاتون ازدواج کنم نغمه که برق از کله اش پریده به پویا می گوید که برود و در حالی که یادش رفته برای چه پیاده شده بوده سوار اتوموبیلش می شود و شروع به گریه کردن می کند……. .
در محرم چشم گريان مي خرند
در محرم هر كه شد محرم به دوست
عطر بوي كربلا در قلب اوست
در محرم دل هوايي مي شود
با نگاهي كربلايي مي شود
در محرم شيعيان زاري كنند
همره مهدي عزاداري كنند
|
Astalavista Security ToolBox v4.0 | |||
| antivirus | |
Panda Antivirus 2008 | ||
|
TopAntiVirus مجموعه آنتی ویروس 2008 2009 | |||
| نرم افزار | |
Yahoo hacker | ||
|
بسته عظیم هک آستالاویستا 2008 | |||
| هك | |
تاپ هك | ||
| هك | |
جادوي سياه |
بسمه تعالي
ياري اندر كس نمي بينم ياران را چه شد دوستي كي آخر آمد دو ستداران را چه شد
شهر ياران بود وخاك مهربانان ، اين ديار مهرباني كي سر آمد شهرياران را چه شد
صد هزارران گل شكفت و بانگ مرغي بر نخواست عندليبان را چه پيش آمد هزاران را جه شد
اي دل اسرار الهی كس نميداند، خموش از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد
بازمانده اي هستم از دياري مصيبت ديده، از شهري كه در يك سحرگاه چون هميشه به انتظار طلوع آفتاب بود، اين بار تقدير الهي برآن شد تا زمين، مادر كائنات، در اين مختصات جغرافيايي رقصي عارفانه را به بندگانش بياموزد. آنانكه عاشق تر بودند اين رقص را به بزم نشستند و دعوت حق را لبيك گفتند و باز ماندگاني كه مبهوت اين عشق بازي خداوند با بندگانش شدند، ماندند تا صبر بياموزند و پيشه كنند. آري به يكباره شهرم فرو ريخت و ارگ يادگار گذشتگانم، كه چه شاديها و غمها را تاكنون به نظاره نشسته بود ، اين بار تاب داغ فرزندانش را نياورد و ايستاده مرد. ديوارها شكست ، سقفها فرو ريخت ، كوچه ها به بن بست رسيد و چه دردناك بود خبر آوردند كه زمين به هرم گلو و آواز در آفاق پيچيده ي عندليب كوچه ي نارنج ها نيز حسادت ورزيده و از اين پس آواز ملكوتيش را بايد از دل خاك شنيد. شكستيم و صبر پيشه كرديم كه دانستن و تفسير كردن اسرار الهي را در حد و توان خود نديدم. ياري هموطنان ، سفر هاي مقام معظم رهبري و مسئولين را مرحمي بر زخم خود ديديم و جزء شكر خداوند دم بر نياورديم. اما بعد از مدت پنج سال ، جمله اي از زبان برادري ديني و ارزشي بيان مي شود و علت وقوع زلزله را با علم خود و تفسير شخصي احكام اسلامي و الهي بصورت قطعي اعلام مي كند اين بار ديگر سقفي فرو نريخته و عزيزي در زير آوار نداريم بلكه حريم و حرمت انساني شكسته شده و گناه نكرده مجرم و به دار تفسير شخصي ايشان از احكام الهي آويخته شديم گلايه و شكواييه اي از اين برادر نداريم كه گذشت هنر مردان خداست اما برادرانه به او مي گويم كه به كفر من نترس! كافر نمي شوم هرگز! زيرا به نمي دانم هاي خود ايمان دارم! آيا شما نيز به نمي دانم هاي خود ايمان داريد؟ و تو اي برادر عزيز و اهل علم و عقل و تفسير آيا مي داني او كه حافظ بود و ديوان شعرش را به عنوان دومين كتاب در حريم خصوصي خود نگه مي داريم چنين گفت:
اي دل اسرار الهي كس نمي داند ، خموش از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد
اگر عمر نوح داشته باشي و تمام عمر علوم قراني بياموزي حتي عشق بازي خداوند با بندگانش را نمي تواني تفسير كني. عشقي كه از ابتداي خلقت انسان رخ داد و خداوند چه زيبا اين اتفاق را با حضرت آدم و حوا آغاز كرد آنگاه كه آن دو را از بهشت رهانيد و به اين زمين رهنمون كرد. برادر عزيز ، ما بازماندگان امتحان الهي مغز برهانمان كار نمي كند ، مفاصل انديشه مان به فاصله مبتلا گشته اما صبر و فلسفه صبر را شرمنده كرده ايم شما كه تفسير مي دانيد فاصله ي دارالصابرين با خانه ي خدا چه اندازه است؟
يا علي مدد بازمانده اي از شهر دار الصابرين
عبدالرضا تجلی
با خبر شدیم جناب دکتر حسن بحرالعلوم استاد و هیئت علمی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه صنعتی شاهرود کتاب تالیف شده شان با عنوان کتاب مدیریت سازمانهای ورزشی به عنوان کتاب شایسته در بیست و پنجمین دوره کتاب سال کشور انتخاب شد و این خبر چندی پیش از اخبار مختلف شبکه های سراسری اعلام شد.
ضمن تبریک به ایشان آرزوی موفقیت برایشان در تمام مراحل زندگی داریم.
رزومه آقای دکتر بحرالعلوم در سایت دانشگاه شاهرود
|
|