|
دریجان-جزین- دربر - توکل آباد- پوطار
|
||
|
ایمیل وبلاگ darijandarijani@yahoo.com |
بسم الله الرحمن الرحيم
بدينوسيله به اطلاع مردم شريف ، همشهريان ، اقوام و خويشان ، دوستان ،آشنايان مي رساند مراسم روضه خواني شهيده شجره،بي بي دو عالم دخت نبي اكرم اسلام همراه با ضيافت شام از سوي خانواده مرحومين علي و فاطمه دريجاني ، داوود بهجت نيا ، درنساء دري جاني ، علي صديقي دري جاني ، امير باژيان ، ابراهيم و بي بي جان دري جاني و زهرا صديقي دري جاني ،سعيد و زهرا دريجاني و خديجه دريجاني(ذوالفعلي) برگزار ميگردد كه انشاء الله ثوابش برسد به روح پر فتوح مرحومين فوق و كليه جان باختگان زلزله دي ماه سال1382 روستاي دريجان .
لذا از عاشقان و علاقمندان آل نبي و شفيع محشر و حضرت صديقه اطهر فاطمه زهرا ( س ) دعوت بعمل مي آيد كه با شركت خود و خانواده محترم در مراسم روضه خواني آن بانوي بزرگ و فرزند برومندش ، گل سرسبد عالم هستي حضرت حجت بن الحسن (عج) را شاد فرمائيد.
زمان : چهارشنبه 6/ 03/ 1388 بعد از نماز مغرب و عشاء
مكان : روستاي دريجان- منزل احمد بهجت نيا
|
|
در مکتب امام
به هر مقامی برسی
حسرت بالاترش را می خوری !
پس ای فرزند عزیزم ! که خداوند تو را با ذکر خود مطمئن القلب فرماید ، نصیحت و وصیت پدر سرگشته و حیرت زده ات را بشنو و به این در و آن در برای رسیدن به مقام و شهرت آنچه مورد شهوات نفسانیه است مزن ، که به هرچه برسی از نرسیدن به مافوق او متاثر می شوی و حسرت بالاتر را می بری و ناراحتی های روحیت افزون می شود ؛ اگر گویی: تو خود چرا به خود این نصیحت را نکنی ؟ گویم : «انظر الی ما قال ، لا الی من قال» (1) ؛ این حرف صحیح است ، اگر چه از مجنونی یا مفتونی صادر شود ، در قرآن کریم پس از آن که می فرماید : « آنچه مصیبت در زمین و در نفوس شما وارد می شود قبلا ثبت است در کتاب » (2) گوید : « لکیلا تاسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم و الله لایحب کل مختال فخور » (3) انسان در این عالم در معرض تحولات است ، گاهی مصیبت هایی بر او وارد می شود و گاهی دنیا به او رو می آورد و به مقام و جاه و مال منال و قدرت و نعمت می رسد و این هر دو پایدار نیست ، نه آن کم و کاستی ها و مصیبت ها تو را محزون کند که عنان صبر از دستت برود ، که گاه شود آنچه مصیبت و کمبود است برای تو خیر و صلاح باشد « عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم » (4) و در اقبال دنیا و رسیدن به آنچه شهوات اقتضا می کند خود را مباز و تکبر و فخر بر بندگان خدا مکن که بسا باشد که آنچه را خیر می دانی شر باشد برای تو .
صحیفه امام – جلد 16 – صفحه 213
به نام خدا
در ابتدا تشکر میکنم از مدیر وبلاگ که امکان نزدیکی فکرها را در عین دوری افراد فراهم کرده اند.
در بدن انسان یک سری انرژی(مثل الکتریسیته ساکن) وجود داردکه این انرژی ها در بر خورد
بدن با اجسام اطراف به شکل منفی(مضر)از بدن خارج میشود.تحقیقات یک دانشمند آمریکایی نشان
میدهد که این انرژی ها میتوانند از طریق اتصال پیشانی-کف دو دست-زانوها و انگشتان پا با زمین
به صورت مثبت خارج شوند.در حالی که برخی از افراد این انرژی ها را با انجام کارهای ثقیلی مثل
یوگا و...تخلیه میکنند مسلمانان درهر نوبت نماز خواندن این انرژی ها را به صورت مثبت از بدن
خارج میکنند.
از آن جمله از حیث مادر که هم حضرت مریم علیهاالسلام "سیدة النساء" (سرور زنان) است و هم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام
شاعر میگوید:
فان مریم احصنت فرجها ***و جاءت بعیسی کبدر الدجی
فقد احصنت فاطم وجهها ***و جاءت بسبطی نبی الهدی
""یعنی مریم دامن خویش از آلودگی نگه داشت و عیسی را که ماه تابان شبهای تار است به دنیا آورد.
فاطمه نیز روی خود را « از غیر خدا » بازداشت و دو نواده پیامبر هدایت را به دنیا آورد.""
درباره هر دو " بتول عذرا " گفته شده است.
شباهت دیگر بین حضرت عیسی و امام حسین، در مدت حمل است.
در حدیث است که مدت حمل سیدالشهداء شش ماه طول کشید و هیچکس شش ماهه متولد نشد که در عین حال بماند مگر حسین و عیسی علیهما السلام.
عیسی «برا بوالدتی» بود و حسین «وصینا الانسان بوالدیه احسانا». عیسی گفت: « انی عبدالله»؛ درباره حسین نازل شد:« انی من المسلمین ».
همچنین در زمینه مبارک بودن نیز بین این دو شباهت وجود دارد.
عیسی علیه السلام می فرماید:
مرا مبارک قرار داد.
و درباره امام حسین نیز آمده است:
""خداوند شفا را در تربت او ، و اجابت دعا را زیر بارگاه او، و ائمه معصومین علیهم السلام را از نسل وی قرارداده است.""
منبع:تبیان
. كسی كه تمامی مردم ایران از خردسالی او خاطرههایی به یاد میآورند.به همین راحتی در 5/2 سالگی استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان میگذرد روبروی نوجوانی قرار گرفته ام كه در لابه لای صفحات تاریخ گم نشد.خبری از لوحها و هدایایی كه از كشورها و نهادهای مختلف گرفته بود نبود، تنها یك قاب روی دیوار نشسته بود.پایه 8 حوزه علمیه را میخواند و به گفته خودش هنوز خیلی از مسیر مانده كه طی نكرده است. برای كسی كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظیمی از راه طی نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده...
¤ الان اگر كسی شما را در كوچه و خیابان ببیند، میشناسد؟
- نه، نمی شناسند! چون بیشتر هنوز قیافه پنج یا شش سالگی من را در ذهن دارند و به نظرم اینطور بهتر است. در روایت آمده «در گمنامی راحتی است».
¤ از برنامههای آموزشی تلویزیونی تان خبری نیست...
- خب بعد از مدتی كه برنامه ریزی تحصیل من جدی تر شد زمان و فرصت كمتری دست میداد تا بتوانم در این گونه كارها شركت كنم و كم كم از برنامههای كاری من به طور خودكار حذف شد.
¤ این روشهای جدیدی كه برای حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فكر میكنید در جامعه جواب میدهد؟
این روشهای جدید بحمدلله بسیار كارآمدند و من با تمام احترامی كه برای روشهای سنتی قائلم اما از روشهای جدید آموزشی استقبال میكنم.
¤ بعضی معتقدند به كودكی شما كمی ظلم شده(!) چون آن زمان كه باید برای شیطنت و بازیگوشی میگذاشتید بیشتر برای تحصیل و فراگرفتن قرآن صرف كردید. آغاز تحصیل از 5/2 سالگی خیلی توان میخواهد!
خیلی از مردم اینطوری فكر میكنند ولی اصلاً اینچنین نیست من در همان سن و سال شیطنت و تفریح خودم را داشتم، یادم میآید در یكی از برنامههایی كه عده زیادی از خانمها هم حضور داشتند در حال اجرای برنامه بودم و در همان حالی كه به سؤالات مطرح شده پاسخ میدادم با ماشین اسباب بازی كه در دست داشتم بازی میكردم ـ به قول بچهها قام قام بازی ـ این اتفاق برای خیلی از آنها جالب بود در واقع باورشان نمی شد كه من دارم پاسخ سؤالاتشان را میدهم و همزمان ماشین بازی ام را هم میكنم.
مطالب جالب تر در ادامه مطلب
منبع: تبیان
گفتگو با سيدشهابالدين طاهري نویسنده فيلمنامه دو جلدي "حضرت يوسف صديق"

در حال حاضر قسمتهايي که از اين مجموعه پخش شده اشکالات زيادي دارد و اصلاً آدم نميداند برخي از قسمتهاي اين مجموعه را از کجا درآوردهاند و به خورد جامعه اسلامي ميدهند.
حسادت برادران يوسف به او، فروخته شدن به عنوان برده، توجه زليخا به او، زنداني شدن حضرت يوسف، به عزيزي مصر رسيدن و ... از جمله ماجراهاي آن است.
آقاي سلحشور از روايتهاي جعلي و تورات استفاده کرده است.
براي من سئوال است که چرا تا پنج قسمت اول اسم نويسنده سلحشور عنوان شده، اما از قسمت پنج يا شش در تيتراژ اسم نويسنده حذف شده است؟
چرا وقتي مينويسند 60 جلد تفاسير شيعه جزو منابع فيلمنامه است، چرا اسم يک تفسير را نميبرند؟
حضرت يوسف درست در زمان آمون سوم و چهارم زندگي کرد که در کتابهاي مصرشناسي نامي از يوسف نيست.
چرا يک روحاني در اين مشاورهها نيست؟
مادر حضرت يوسف فوت نکرد و در تواريخ و تفاسير آمده که همين مادر به همراه 11 فرزند ديگرش و حضرت يعقوب وارد مصر ميشوند و خواب 30 سال پيش حضرت يوسف آنجا تعبير ميشود.
زماني يعقوب با خواهر ديگر ازدواج کرد که خواهر اول از دنيا رفت.
از طرفي پيغمبر خدا پرخاشگر و عصباني نشان داده ميشود.
اين مسائل را از کجا آورديد؟
کي حضرت يوسف را در غل و زنجير کردند؟ کي دو بار فروختند؟ وقتي قرآن ميگويد يکبار چرا شما ميگوييد دو بار؟
آقاي سلحشور ميگويد چرا علما نميآيند؟ علما چه کار کنند؟ من فرزند يک عالم هستم. اجدادم مرجع هستند، چرا مرا پس ميزنيد؟ چرا اينطور عمل کرديد؟ چرا بيش از 10 ميليارد تومان هزينه چنين فيلمي کرديد؟ جواب بيتالمال و خدا و مردم را چه ميدهيد؟ مردم آنچه را از جعبه جادو ميبينند، حقيقت ميدانند. من کتاب را در اختيارتان قرار دادم، پس چرا اينگونه کرديد؟
منبع: تبیان
اگر مایلید اطلاعات بیشتری کسب کنید حتما به ادامه مطلب سری بزنید
سخنان گهربار حضرت امام زمان (عج الله)
۱.:: پروردگارا! چه کسی تو را خواند و تو دعایش را اجابت نکردی؟ وچه کسی
از تو درخواست نمود وبه او عطا نفرمودی؟ وچه کسی با تو مناجات کرد و او را
نا امید ساختی؟ یا خود را به تو نزدیک نمود و او را دور ساختی؟
۲.:: خداوندا! تو کسی هستی که در نیمه های هرشب ندا می کنی: آیا خواهنده ای
هست که به او عطا کنم؟ آیا خواننده ای هست که دعایش را اجابت کنم؟ آیا
استغفار کننده ای هست که او را ببخشم؟ آیا امیدواری هست که امیدش برآرم؟ آیا
آرزومندی هست تا او را به آرزویش برسانم؟
من در درگاه تو ایستاده و خواهنده ی توام ، بیچاره ی درگاهت هستم ، ناتوان و
فقیر توام ، آرزومند درگاهت ، امیدوار فضل ورحمتت ، و آرزومند عفو و مغفرتت
، و خواهنده ی غفران و بخشش توام .
۳.:: منم، باقیمانده ی حجتهای الهی در زمین، منم، انتقام گیرنده از دشمنان خداوند.
همچو خورشید تا به کی تنها
همچو مهتاب تا به کی شبگرد
ای همایون همای پرده نشین
جـان زهــرا به آشیان برگــرد
الا يا ايهاالساقي ادر كاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
باز هم ماه محرم آمد.باز تاريخ تكرار خواهد شد.دوباره خداوند آسمانها در سرماي زمستان
آفتاب سوزان عاشورا را به آسمان فرا ميخواند تا به خورشيد بگويدبه خودت نبال و به صورت برافروخته امام حسين،بندهي من نگاه كن.ببين كه چگونه از شوق وصال يار سرشار از نشاط و صلاوت است.
پروردگار به آب ميگويد كه به خودت مغرور نباش كه اگر نباشي انسان ميميرد.مگر نميبيني كه امام حسين و يارانش براي رسيدن به من تو را هم فراموش كردند!
حسين.فرزند رسول خدا.پسر فاطمه و علي.برادر حسن.
جلوهي حضور خدا روي زمين.علت قرار آسمان و زمين به مانند پدر و جد و برادرو فرزندان خلفش.
جايي شنيدم كه دانشمندي گفت هنر جلوهاي از عشق هست.پس امام حسين هم هنر خداوند هست.چون عشق خداست و امام حسين جلوهي او.
روز عرفه اهل بيت را فراخواند هواي نينوا كرد.حج را به ظاهر نيمه كاره گذارد و با كاروان آفتاب
راهي صحراي كربلا شد.
از حريم كعبهي جدش به اشكي شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
72 تن از ياران با وفاي خودش رو هم همراه خودش برد.كوههاي صفا و مروه جلويش سر خم كردند.كوي منا هم تاب ايستادگي در مقابل او نداشت و سيل اشكش رو روانهي راه امام حسين كرد.نه براي جنگيدن رفت نه براي پيروزي.نه براي اعلام مخالفت و نه براي گرفتن حق حكومت.
ميبرد در كربلا 72 ذبح عظيم بيش از اينها حرمت كوي منا داردحسين
زينب را باخود برد تا اينبار هاجر در زمين كربلا سعي صفا و مروه كند.
محرم نه ماه عزاست و نه ماه مشكي پوشيدن.محرم ماه سفيد پوشيدن و افتخار هست.ماه اشك شوق ريختن هست.ماه غبطه خوردن و تفكر.ماه تكرار واقعه غدير خم.عاشورا روزيست كه دوباره شنيده ميشود نجوايي كه ميگويد بخوان به نام پروردگارت كه آفريد تورا!
ظهر عاشورا و تيغههاي آفتاب كربلا همان آتشيست كه بر ابراهيم گلستان شد.حسين اهل بيت رو با خودش برد به سفري كه اشراف كامل به آن داشت.امام حسين خاندان خود رو به فداي فرمان پروردگار دعوت كرد.
بردن اهل حرم دستور بود و سر غير ور نه ابن بيحرمتيها كي روا دارد حسين
محرم ماهي كه همگان وجود خدا را به چشم ميبينند.محرم ماهي هست كه بايد فرياد زد لااله الا الله.
حسين.حسين.واي حسين!
آب خود با دشمنان تشنه قسمت ميكند عزت و ازادگي بين تا كجا دارد حسين
در كتابي نوشته بود در روز عاشورا هرچقدر آتش جنگ افروختهتر ميشد چهرهي امام حسين هم منورتر و شادابتر ميشد.صورت او مانند ستارهاي ميدرخشيد و آرامش سراسر وجود اورا فراميگرفت.
پيش رو راه ديار نيستي كافيش نيست اشك و آه عالمي هم در قفا دارد حسين
اما بشنويد از او كه در آن لحظات به ياران خود چه ميگفت؛اي فرزندان بزرگ زادگان،اي عزيزان بلند پايه و ارجمند.صبر و شكيبايي پيشه گيريد.مرگ چيزي نيست مگر پلي كه شما را از روي خود عبور ميدهد از گرفتاري و شدت و مضرت،به سوي بهشت و نعمتهاي جاويدان الهيه.پس كدام يك از شما دوست ندارد كه از زنداني به سوي قصري انتقال يابد؟
اباعبدالله به نقل از اميرالمومنين كه از پيامبر روايت كرده،فرمود:دنيا زندان مومن هست و بهشت كافر.مرگ پل عبور براي مومن به سوي بهشت.نه من دورغ ميگويم و نه به من دروغ گفته شده است.
رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جايي كه كفن از بوريا دارد حسين
بله اين حال و هواي سيدالشهداست در هنگام شهادت.در روزي كه لحظاتي چند با مرگ از نظر ما و وصال به معشوق از لحاظ حقيقت فاصلهاي نداشت.
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
فرا رسیدن محرم الحرام، ایام شهادت جانسوز سرور و سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش و به اسارت رفتن اهل بیت (ع) و شکسته شدن حریم امامت، بر حضرت صاحب الامر امام زمان (عج)، و تمامی ارادتمندان و دلسوخته گان تسلیت باد
امام علی (ع) :
ü مراقب افکارت باش، چون آنها به گفتار تبدیل می شوند.
ü مراقب گفتارت باش، چون آن به کردار تبدیل می شوند.
ü مراقب کردارت باش، چون آن به عادت تبدیل می شود.
ü مراقب عاداتت باش، چون آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
ü مراقب شخصیتت باش، چون آن به سرنوشت تبدیل می شود.
|
عید سعید غدیر خم بر همگان خصوصا شیعیان مبارک باد. |
شاید این جمعه بیاید شاید ...






سخنرانی از آيت الله "شهيد" دستغيب
دعا برای فرج آقا امام زمان (عج)



باسمه تعالی
قابل توجه کارمندان ادارات دولتی
یکی از دوستان میگفت در ایام ماه مبارک رمضان برای انجام کاری به یکی از ادارات شهر کرمان مراجعه کردم ، از آنجا که نزدیک وقت اذان ظهر بود ، شتابان خود را به اداره مورد نظر رساندم چون اولین بار به این اداره مراجعه می کردم مدتی طول کشید تا واحدی که کارم را می بایست انجام دهد پیدا کردم ، اما درهمین موقع صدای ملکوتی اذان ظهر بلند شد ودیدم بعضی از کارمندان ( از جمله تعدادی خانمها ) کیف به دست گویا به طرف منزل میروند ، از یکی سوال کردم مگر اداره تعطیل شد ؟ فرمود : الان آماده می شویم برای نماز ، و نماز که خواندیم ، بعد هم سخنرانی است و پس از آن هم می رویم منزل ، لذا کار اداری عملا تعطیل شده .
حقیر سراپا تقصیرکه 200کیلومتر طی طریق کرده بودم کارم به روز بعد موکول شد . ناراحت شده به فکر فرو رفتم ، یاد استفتائی از مرجع تقلید جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی خامنه ای افتادم ، اما آن برگه را گم کرده و نمی توانستم پیدا کنم ، دنبال رساله ایشان می گشتم که بخوانم و دلم تسکین شود ، که عاقبت موفق شدم جلد دوم رساله اجوبه الاستفتاءات ولی امر مسلمین را بیابم .
سوال 887صفحه 349 این کتاب ارزشمند را خواندم . و حیفم آ مد که این مطلب را به اطلاع دیگران نرسانم ، لذا عین سوال و جواب را نوشته و قضاوت کار عده معدودی از کارکنان ادارات دولتی را به خوانندگان معزز می سپارم .
س 887-آیا جایز است کارمندان در اداره ها و موسسات دولتی اقامه نماز جماعت داشته ویا مجالس عزاداری برپاکنند ؟
ج : اقامه نماز وبیان احکام ومعارف و امثال آن در هنگام اجتماع برای نماز در خصوص ماه مبارک رمضان وسایر ایام الله مانع ندارد ، مشروط بر اینکه حقوق مراجعین تضییع نشود .
من 2بار این راه طولانی را رفتم وبرگشتم ، 2بار از محل کارم مرخصی گرفتم ،
کارم 2 روز عقب افتاد ، 2 بار هزینه پرداختم ، 2 بار خطر تصادف جاده را ریسک کردم ، 2 بار وقت صرف کردم ، و 2 بار ....
ان شاءالله در انجام واجبات از مرجع تقلیدمان جلوتر حرکت نکنیم . ایشان امام است و ما ماموم ، لذا باید پشت سر ایشان باشیم .
باسمه تعالی
در ادامه مباحث گذشته در باره مسئله اعتقادیٍ توحید به یک مسئله کلیدی اشاره می کنیم که کلید معرفت حق تعالی است به عبارت دیگر شناخت این مسئله عین شناخت حق تعالی است و آغاز پیدایش نور حقیقت در انسان با شناخت به این مسئله محقق می شود و آن مسئله کلیدی چیزی جز شناخت انسان به ابعاد وجودی خودش نیست .
تمام عیوب ما انسانها ناشی از این می شود که خود را نمی شناسیم و خیال می کنیم که فقط انسان همین بدن خاکی و احساسات حیوانی است ، غافل از اینکه در پس پرده قوای مادی ، روح الهی پنهان است که انسان حقیقی اوست .
اولیاء گرامی اسلام ضمن روایات متعددی اهمیت و ارزش خود شناسی را تذکر داده اند که برای روشن شدن مسئله به تعدادی از روایات معتبر در این زمینه می پردازیم .
پیامبر اعظم (ص) : در بحار الانوار ؛ « مــن عــرف نفــسه فقد عرف ربّه » ؛ هرکس خود را بشناسد ، پروردار خود راشناخته است ؛
در کتاب پیامبران گذشته این کلام معروف است « یا انسان اعرف نفسک تعرف ربّک » ؛ای انسان خود را بشناس تا خدایت را بشناسی ؛
حضرت علی (ع) می فرماید « نال الــفوز الاکبر من ظفر بمعرفة النفس » ؛ کسی که به خود شناسی دست یافته از بزرترین خیر و خوبی بر خوردار شده است »
و در روایتی دیگر حضرت فرمودند «من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل النجاة و خبط فی الضلال و الجهالات» ؛ کسی که خود را نشناسد از مسیر صحیح و نجات بخش دور می شود و به راه جهل و گمراهی می گراید ؛
ادامه مطالب مربوط به مسابقه ویژه وبلاگ دریجان
جمعه ۱۴ اردیبهشت ۸۶
ادامــــه ...... اصول عقاید پایه و اساس دین اســـلام است ، اعتقادات هـــر انسانی باید از روی دلیل و برهان باشــد چــون اساس و زیر بنای تمام حرکات مادی و معنوی هــر انسانی اصول عقاید اوست که اگر سالم و صحیح ، قوی و بی عیب باشـــد در این صورت اعمال و حــرکات ، افکار و بینشهای مختلف او صحیح و شایسته خواهد بود .
بنابراین میزان اهمیت هر انسانی به برنامه های عملی اسلام یا فروع دین مانند نماز ، روزه ، و جهاد و غیره .... بستگی به میزان اعتقاد او به اصول دین دارد . از طرف دیگر در میان اصول اعتقادی مسئله خداشناسی و توحید از اهمیت و شرف خاصی برخوردار است زیرا هسته مرکزی تمام افکار و جهان بینی انسان خداشناسی اوست . در اینجا روایتی از حضرت امام صادق (ع) در اهمیت خداشناسی از کتاب وافی جلد 10 صفحــه 42 نقل می کنیم که حضرت فرمودند لَـــو یَــــعلَمُ الـــناسُ ما فی فَـــضل معرفة اللّه ما مدوا اعیُنهم الی ما متع به الاعداء من زهرة الحـــیاة الدنـــیا و نَعیمها و کانت دنیاهُم اقَل عندهُم مما یَطئونَهُ بارجلهم .
در ادامه مباحث گذشته در باره مسئله اعتقادیٍ توحید به یک مسئله کلیدی اشاره می کنیم که کلید معرفت حق تعالی است به عبارت دیگر شناخت این مسئله عین شناخت حق تعالی است و آغاز پیدایش نور حقیقت در انسان با شناخت به این مسئله محقق می شود و آن مسئله کلیدی چیزی جز شناخت انسان به ابعاد وجودی خودش نیست .
تمام عیوب ما انسانها ناشی از این می شود که خود را نمی شناسیم و خیال می کنیم که فقط انسان همین بدن خاکی و احساسات حیوانی است ، غافل از اینکه در پس پرده قوای مادی ، روح الهی پنهان است که انسان حقیقی اوست .
اولیاء گرامی اسلام ضمن روایات متعددی اهمیت و ارزش خود شناسی را تذکر داده اند که برای روشن شدن مسئله به تعدادی از روایات معتبر در این زمینه می پردازیم .
پیامبر اعظم (ص) : در بحار الانوار ؛ « مــن عــرف نفــسه فقد عرف ربّه » ؛ هرکس خود را بشناسد ، پروردار خود راشناخته است ؛
در کتاب پیامبران گذشته این کلام معروف است « یا انسان اعرف نفسک تعرف ربّک » ؛ای انسان خود را بشناس تا خدایت را بشناسی ؛
حضرت علی (ع) می فرماید « نال الــفوز الاکبر من ظفر بمعرفة النفس » ؛ کسی که به خود شناسی دست یافته از بزرترین خیر و خوبی بر خوردار شده است »
و در روایتی دیگر حضرت فرمودند «من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل النجاة و خبط فی الضلال و الجهالات» ؛ کسی که خود را نشناسد از مسیر صحیح و نجات بخش دور می شود و به راه جهل و گمراهی می گراید ؛
نویسنده شیخ وحید پورطاهری


ديدم نبود در دو جهان جز تو كسى بيخود شدم و غرق كمالت گشتم
امام خمينى (ره)
بديهى است رهبرى و هدايت هر انقلابى پس از پيروزى به مراتب مشكلتر از دورههاى پيش از پيروزى زيرا تا زمان حصول پيروزى انگيزههاى فراوانى براى وحدت كلمه به منظور استيلا يافتن بر دشمن مشترك وجود دارد. حتى افراد و گروههايى يافت مىشوند كه به رغم عدم خلوص كافى، براى دستيابى به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهى و همفكرى با مردم، در مبارزه شركت مىكنند و معارضه آشكارى با رهبرى مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پيروزى انقلاب، به دليل سهم خواهى كه از خصلتهاى افراد و گروههاى ناخالص است نغمههاى جدايى آنها ساز مىشود و اين روند در برخى موارد به شكلگيرى توطئههاى گوناگون عليه انقلاب و رهبرى آن منجر مىگردد.
با سلام و خسته نباشید خدمت تمام همشهریان گرامی
و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه(ع)
كلمات و سخنان معصـومان(ع) در بـاره كـرامت و عظمت و مقام والاى آن بزرگ بانوى اسلام بسيار است
كه در نـوشته زیر بخشى اندك از آن را بيان مى كنيم:
فاطمه از نگاه پيامبرصلوات الله عليه
پيامبر گرامـى اسلام در مـوارد گوناگـون و به مناسبت هاى مختلف و تعبيـرات متفاوت دربـاره مقام و عظمت فاطمه(س) سخـن گفته است.
رسول خدا كه خود مربى آن حضرت بـوده و در پرورش جنبه هاى وجـودى فاطمه زهرا(س) بزرگتـريـن نقـش را داشته است، بهتـر از هـر كـس مى تواند در باره او و ويژگيهاى والايش سخـن بگويد. در ايـن قسمت به چنـد گفتار از پيامبـر(ص) در باره فاطمه(س) بسنـده مـى شـود.
فاطمه محور حق و باطل است
در روايات مختلف و به مناسبت هاى گوناگـون از پيامبر(ص) نقل شده است: "ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضـى لرضاها" خداوند به هنگام خشمگين شدن فاطمه خشمگيـن مـى شـود؛ و هنگام خـشنـودى او خـشنود مى گردد. و در برخى روايات چنيـن نقل شده است: "انها بضعه منى يوذينى ما آذاها؛ او پاره تـن من است ، هر که او را آزرده نمـايـد، مـرا آزرده كـرده است".
آيه تطهير در باره فاطمه است
انس بـن مالك نقل مى كند: پيامبر گرامى اسلام ، مدت شـش ماه ، در آن هنگام كه براى اقامه نماز صبح از خانه خارج مى شد، چـون به خانه فاطمه مى رسيد، مى فرمـود: اى اهل بيت پيامبر! نماز، و آنگاه آيه "انمـا يـريـد الله ليذهب عنكـم الـرجـس اهل البيت و يطهركــم تطهيرا" را قرائت مى كرد
چگونه مي توانيم با نماز انس بگيريم
به نظر مي رسد ما وقتي با نماز انس مي گيريم كه نخواهيم فقط نماز بنده
خدا باشيم و در ساير اوقات برده هوا و هوس و دنيا، اگر در اوقات ديگر شبانه روز
هم در ارتباط با خدا بوديم و در فضاي عبوديت خدا نفس كشيديم و گام برداشتيم،
با نماز هم سنخ و مأنوس خواهيم بود: چرا كه در اوقات ديگر هم مشغول
عبادت و ارتباط با خدا به وسيله انجام دادن واجبات و ترك محرمات و
پرهيز از غفلت ها هستيم و آنها هم خود نوعي نماز است.
در اين صورت انس با نماز حاصل مي شود.
رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم خطاب به جناب سلمان:
ای سلمان محبت فاطمه سلام الله علیها در صد مورد پر مخاطره سود می بخشد، که آسانترین آنها: دم مرگ، قبر، محشر، صراط، و به هنگام حساب و کتاب است.
امیر المومنین علیه السلام:
خداوی عزوجل غضب می کند به غضب فاطمه و خوشنود می شود به خوشنودی فاطمه.
وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام رنج و اندوهم بر طرف می شد.
حضرت زهرا سلام الله علیها در فرازی از خطبه معروف خود می فرمایند:
هان ای مردم، من فاطمه ام، پدرم حضرت محمد است، در آغاز و فرجام سخنانم می گویم، هرگز سخن ناراست نگویم و هرگز راه خطا نپویم
فاطمه، يك “زن” بود، آنچنان كه اسلام ميخواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همهي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.
مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش.
مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش.
مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعهاش.

زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام
اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كردهاند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره . از بعضى روايات استفاده مىشود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است.
عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثتبه دنيا آمد و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.
شخصيتحضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمىتوان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مىشود، قطرهاى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.
شخصيت اسلامى از...

در اين قسمت شيوه هاي نفوذ شيطان در دل انسانها را مطالعه فرماييد:![]()
۱-تدريجي نفوذ كردن شيطان:وسوسه شيطانى معمولا تدريجى و گام به گام است . او نمى تواند يك باره و ناگهانى بر انسان مسلط شود و او را به دام خود و بدبختى بكشاند. بلكه آرام آرام و گام به گام در او نفوذ مى كند تا بر او تسلط كامل يابد.قرآن مى فرمايد: ((اى مردم ! از نعمت هاى حلال و پاكيزه خداوند كه در روى زمين است بخوريد و از گام هاى شيطان پيروى نكنيد، كه او دشمن آشكار شما است )) از اين آيه معلوم مى شود كه ، تسلط افكار شيطان بر انسان تدريجى و لحظه به لحظه است نه دفعى و ناگهانى .
۲- زمينه هاي نفوذ تدريجي وآهسته شيطان:تمايلات شيطانى ، مقدماتى دارد كه اسيران شهوت ، كم كم در دامش گرفتار مى آيند:۱- زمزمه هاى دوستان ناباب ،۲- شركت در محافل نامناسب ، ۳-ترغيب و تشويق آلودگان جملگى از عوامل تدريجى انحراف اند.
الف) نفوذ دادن اندیشه گناه در دل:شيطان ، اول انديشه گناه و نيات سوء خود را ماهرانه و پنهانى به قلب انسان القا مى كند و كارهاى زشت و پليد او را در نظرش زيبا جلوه مى دهد و آواى خود را آرام آرام در گوش جانش سر مى دهد، تا آن كسى را كه آماده است به سراغ مطلوبش ببرد.
ب) استفاده از نکته ضعفهای انسان :از آن جا كه کار شيطان اغواگرى و فريب است ، بايد زمينه اى مناسب براى نفوذ خويش داشته باشد. و اين زمينه ها مى تواند نقطه ضعف ها، حساسيت ها، محروميت ها، عقده ها و به طور كلى صفات منفى باشد.اين گونه صفات راه فعاليت و نفوذ قطعى را براى شيطان باز مى گذارد و اسباب تسلط را برايش فراهم مى آورد.
ج) کلیدهای نفوذ در دل انسان توسط شیطان:بنابر اين ، شهوات سركش ، خود خواهى ها، حب جاه و مقام ، حب مال و منال ، حسادت ها، رقابت ها، شهرت طلبى و افزون خواهى ها، عقده هاى حقارت و خود كم بينى ها، همگى از دام هاى خطرناك شيطان اند. هر كس راه اين امراض روانى را ببندد، به دام شيطان نخواهد افتاد.
۳-شیطان در دل چه کسانی میتواند نفوذکند:وسوسه هاى تدريجى شيطان همانند ميكرب هاى بيمارى زا هستند كه در همه جا وجود دارند. اما از نظر ابتلا، تنها آن گروه را مبتلا مى سازند كه بر اثر ضعف بنيه معنوی قدرت مقاومت در برابر ميكروب را ندارند. قرآن استيلا و تسلط شيطان را تنها بر كسانى مى داند كه او را دوست خود گرفته اند و به اغوا و فريب شيطان براى خداى يكتا شرك آورده اند.
۴-علائم ورود شیطان در دل وراه چاره : انسان در هر مرحله از ايمان ، يا در هر سن و سالى كه باشد، گاه گاه احساس مى كند كه نيروى توانمندى از درون ، او را به سوى گناهى مى خواند، كه اين گونه حالات بيش تر در سالهاى جوانى خود نمايى مى كند. در چنين حالتى ،آدمى دچار وسوسه هاى شيطانى گرديده و با مختصر غفلتى ، ممكن است دچار لغزش شود. در اين شرايط، تنها راه نجات اين است كه انسان از قدرت پنهان الهى مدد جويد و از درگاه خداوند بخواهد تا در كنف حمايت خود، او را از شر شيطان صفتان يار و دمساز نشود و از شر آنها پيوسته خود را دور نگه دارد.
|
|