به عقیده ی من یکی مسایل مهمی که در کاهش بهروری اقتصادی مردم روستا نقش اساسی و کلیدی را ایفا می کند نداشتن توانایی خطر کردن است بطوریکه کمتر کسی را در مردم منطقه مشاهده
می کنیم که بخواهدیک کار تولیدی عظیم وبه اصطلاح کار افرینی انجام دهد و تقریبا هیچ کس را
نمی توان یافت که برای یک کار تولیدی بزرگ اقدامی کرده باشد و حتی تقاضای تسهیلات ارائه داده باشد برای مثال می توان به موقعیت زیستی بسیار مناسب منطقه برای ایجاد دامپروری سوددار وبا درامد اشاره کرد که کاری شدنی است اما متاسفانه هنوز کاری در این خصوص انجام نشده است و
جای بسی تاسف دارد. 
     مسیله ی مهم دیگر این است که مردم منطقه گرایش شدیدی به شغلهای دولتی پیدا کرده اند به طوری که این امر به صورت ارزش درامده است تا انجا که مردم برای اشتغال در شغلهای غیر دولتی ارزش کمتری قائل هستند حال انکه در چنین شغلهایی معمولا مجالی برای کار افرینی وجود ندارد.      
     همچنین یکی از مشکلات بزرگ این است که ما از پتانسیلهای روستا بطور کامل استفاده نمی کنیم و یا اگر هم استفاده می کنیم کاری بدون هدف اقتصادی و غالبا تفننی است مثلا می توان به زمینهای زراعیی اشاره کرد برای کشت گندم استفاده می شوند که در این زمینها گندمی که حاصل می اید بسیار ناچیزتر از ان است که بتواند زحمات کشاورز را جبران کند و معمولا این محصول ثمره ی اقتصادی ندارد و صرف نیازهای خانواده به گندم می شود مثلابرای درست کردن عاشوری و... 
      مشکل دیگر این می باشد که فعالیتهای دامپروریی که در منطقه انجام می شوند به محصولات خاصی اختصاص دارند در صورتی که هیچ دلیلی برای نادیده گرفتن محصولات دیگر وجود ندارد و می توان انواع این محصولات را افزایش داد و از این طریق درامد حاصل از این شغل را افزایش داد.
       اینها تنها گوشه هایی از عوامل کاهش بهره وری اقتصادی در روستا هستند امید است که با افزایش سطح اگاهی مردم و تلاش مسوولین در این مورد اقتصادی رو به رشد داشته باشیم.