مروری اجمالی بر علل کم رونق شدن داد و ستد در بم
در شهرستان بم هم نمونه اینگونه شهری را داریم شهری مثل رستم آباد با دارا بودن موقعیت تجاری خوب و قرار گرفتن به سر سه راه ارتباطی از روستا به شهر تبدیل شد و گسترش یافت وانگهی تا وقوع زلزله 82 (زلزلهي 7.2 ریشتری كه در 12 ثانیه رخ داد گفته میشود دارای قدرت انفجاری برابر با 6 میلیون و دویست و هفتاد كیلوگرم مادهي منفجرهي T.N.T بوده و شدت مركالی آن بین 8 تا 9 بوده است و دارای سنگینترین تلفات زلزلهها در 25 سال اخیر در سطح جهان بود و موجب ویرانی 90 درصد شهر و كشتهشدن 45 هزار نفر از اهالی گردید) شهر بم به عنوان اولین و شاخص ترین مرکز داد و ستد آبادی های اطراف از موقعیت خوبی برخوردار بود و هر روز دهها اتوبوس و مینی بوس و اتومبیل شخصی بین شهر و روستاهای اطراف تردد می کردند و ضمن معامله و تجارت و تامین مایحتاج خود از امکانات شهری بهره مند می شدند در نتیجه سبب افزایش مشاغل و جمعیت شهری می شدند.
اما همین که زلزله به وقوع پیوست آن رابطه گسیخت و مراکز تجاری و جمعیتی شهر ویران شد و ساکن آبادیهای اطراف مجبور شدند مراکزی دیگر به وجود آورند و به آنجا پناه ببرند در نتیجه بسیاری از بازرگانان شهر بم و روستاهای اطراف به طرف شهرهایی مانند رستم آباد و ریگان رفتند و آن مکانها را هدف خود قرار دادند. پس دیگر از آن همه مسافر خبری نیست بلکه فقط تعداد کمی برای انجام امور اداری و کارهای روزمره به شهر می آیند. دیگر نیازی نیست پیله ور روستایی با عمده فروش شهر بم معامله کند بلکه او با عمده فروش شهر نزدیک خود وارد معامله می شود چنانچه در آینده شهرستانهای جدید به وجود آیند از مرکزیت بم کاسته می شود مگر اینکه سیاستگذاران شهری بم درصدد چاره باشند و جذابیت های جدید از جمله مراکز خدماتی ، دانشگاهی ، سیاسی ، صنعتی و تجاری به وجود آورند. روزگاری یک جمله ضرب المثل بود که( سوخت بم روی نرماشیر است ) ولی نسل فعلی بم این مثال را به عینه لمس می کنند. هرگاه در شهر بم کمبودی بود آن را از آبادیهای اطراف تامین می کردند و هرگاه روستائیان نیاز به مبادله داشتند فورا به شهر مراجعه می کردند ولی حالا بازرگانان محلی شان از مرکز کشور و از کارخانجات مختلف جنس عمده وارد می کنند و نیازی نیست آنها را از واسطه های بمی خریداری کنند. حال متوجه خواهید شد که کاهش مهاجرت روزانه آن روستائیان چه اثر نامطلوبی بر پیکره شهر وارد کرده است.
آیا می دانید در نوزدهم ديماه سال 1316 ، با اصلاح قانون تقسيمات كشوري و براساس ماده يك آن ، كشور ايران به 10 استان و 49 شهرستان تقسيم شد که استان هشتم شامل شهرستانهاي :
1ـ كرمان 2ـ بم 3ـ بندرعباس 4ـ خاش 5 ـ زابل
بود .یعنی در سال 1316 شهرستان بم یکی از 49 شهرستان کشور بود اما همینک در حالی که حدودا 400 شهرستان داریم بم به همان صورت باقی مانده است.جالب است بدانید شهرستانهای بردسیر ، جیرفت ، کهنوج ، عنبر آباد ، منوجان ، قلعه گنج ، رودبار جنوب و بخشهای گلباف ، راین ، لاله زار ،گلزار ، ساردوئیه و مسکون در آن زمان جزء شهرستان بم بودند که این موضوع مرکزیت بم را نشان می دهد .
شاید بردسیر برای شما جالب باشد که در نزدیکی کرمان چگونه زیرمجموعه بم بوده است . اما بردسیر که آن زمان آن را مشیز می خواندند از طریق راین (نه مسیر فعلی ) با بم ارتباط داشت و این شکوه و بزرگی بم را در گذشته می رساند.
در مورد دیگر باید گفت زلزله بم یک تحول بود و پیامدهای اجتماعی ، انسانی ، اقتصادی و سیاسی داشت.همین زلزله باعث شد محیط برای عده زیادی از اقشار مختلف اجتماعی بم نا امن شود. آنها به شهرها و آبادی های دور و نزدیک مهاجرت کردند. بسیاری ازاین مهاجران سفر کرده و جلای وطن نموده هنوز به شهر باز نگشته اند.آنها وقتی خانه و کاشانه ای ندارند و بدهکارند و خانه شان حصاری ندارد ، خیابان ها وکوچه ها پراز خاک و مواد بیماری زا و آزاردهنده است و هر جا که برای انجام امور خود می روند دیگر خبری از آن چهره های آشنای گذشته نیست و با چهره های جدید اداری و تجاری... روبه رو می شوند جایی برای حضور خود نمی یابند و مجبور می شوند درهمان غربت بمانند یا وقتی می بینند مراکز درمانی شهر ساخته نشده و یا هر روز خبر نا گواری دیگر به گوش می رسد و هر یک از مسائل خاصی چیزی می شنوند شاید جایی برای باز گشتن باقی نماند که دراین صورت لازم است زندگی شهری بهبود یابد و قداست مردم با این همه دیرینه تاریخ و تمدن حفظ شود و نگویند برای انجام امورتان کوچکتان به مرکز استان بروید و روز دیگر به شهر دیگر مراجعه نمایید. تصور کنید روزگاری گسترده قدرت و نفوذ سیاسی شهر بم به نقاط دور دست چنان بود که مناطق با فاصله زیاد زیر نفوذ حکام این شهر بودند و این شهر محل بر آوردن آمال مسافران بود و بعضی شهر های بزرگ همزمان با بخشهایی از این منطقه قدرت بخش بودن را بدست می آورند ولی حالا در چه درجه ای از رشدند.
شاید آنها هر چه می گیرند ضمن ارج نهادن به حامیان خود باز هم نقائص را به رخ می کشند تا هر چه بیشتر و در حد نیاز بودجه ها را سرازیر کنند و منطق آبادی ایجاد نمایند که نشان از حمایت و عظمت دولت مردان بزرگ می باشد و این از خدمات ارزنده به مردم و مسئولین است.ولی هرگاه با داشتن یک لقمه نان بخواهند داشته کم را زیاد جلوه دهند و بگویند ما نان زیاد داریم و نیازمند نیستیم بودجه ها به مناطق دیگر سرازیر شود آیا این درست است؟ و نتیجه این رفتار بیکاری جوانان و فقر عمومی یک شهر خواهد بود و پس از گذشت مدتی همین که چشم ها را باز می کنند مشاهده می نمایند چقدر از دیگران عقب مانده اند و هر چه تلاش کنند جبران نمی شود.
اما تدبیر مسئولین امر در این شهرستان می تواند سبب رفع بیکاری و رونق بازار گردد. معرفی مشاغل توسط کارشناسان با تجربه ، جذب سرمایه های کلان مملکتی ، رونق مجدد ساخت و ساز و بازسازی معابر شهر ، بکار گیری جوانان بومی
در کارهای مختلف ، گسترش صنایع در منطقه در جلوگیری از رکود اقتصادی سهم به سزایی دارند که این امور با تدبیر خاص انجام می پذیرد.