بسم‌الله‌الرحمن الرحيم

الا يا ايها‌الساقي ادر كاسا و ناولها   كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها

باز هم ماه محرم آمد.باز تاريخ تكرار خواهد شد.دوباره خداوند آسمانها در سرماي زمستان

آفتاب سوزان عاشورا را به آسمان فرا مي‌خواند تا به خورشيد بگويدبه خودت نبال و به صورت برافروخته امام حسين،بنده‌ي من نگاه كن.ببين كه چگونه از شوق وصال يار سرشار از نشاط و صلاوت است.

پروردگار به آب مي‌گويد كه به خودت مغرور نباش كه اگر نباشي انسان مي‌ميرد.مگر نميبيني كه امام حسين و يارانش براي رسيدن به من تو را هم فراموش كردند!

حسين.فرزند رسول خدا.پسر فاطمه و علي.برادر حسن.

جلوه‌ي حضور خدا روي زمين.علت قرار آسمان و زمين به مانند پدر و جد و برادرو فرزندان خلفش.

جايي شنيدم كه دانشمندي گفت هنر جلوه‌اي از عشق هست.پس امام حسين هم هنر خداوند هست.چون عشق خداست و امام حسين جلوه‌ي او.

روز عرفه اهل بيت را فراخواند هواي نينوا كرد.حج را به ظاهر نيمه كاره گذارد و با كاروان آفتاب

راهي صحراي كربلا شد.

از حريم كعبه‌ي جدش به اشكي شست دست 

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

72 تن از ياران با وفاي خودش رو هم همراه خودش برد.كوههاي صفا و مروه جلويش سر خم كردند.كوي منا هم تاب ايستادگي در مقابل او نداشت و سيل اشكش رو روانه‌ي راه امام حسين كرد.نه براي جنگيدن رفت نه براي پيروزي.نه براي اعلام مخالفت و نه براي گرفتن حق حكومت.

ميبرد در كربلا 72 ذبح عظيم     بيش از اينها حرمت كوي منا داردحسين

زينب را باخود برد تا اينبار هاجر در زمين كربلا سعي صفا و مروه كند.

محرم نه ماه عزاست و نه ماه مشكي پوشيدن.محرم ماه سفيد پوشيدن و افتخار هست.ماه اشك شوق ريختن هست.ماه غبطه خوردن و تفكر.ماه تكرار واقعه غدير خم.عاشورا روزيست كه دوباره شنيده مي‌شود نجوايي كه مي‌گويد بخوان به نام پروردگارت كه آفريد تورا!

ظهر عاشورا و تيغه‌هاي آفتاب كربلا همان آتشيست كه بر ابراهيم گلستان شد.حسين اهل بيت رو با خودش برد به سفري كه اشراف كامل به آن داشت.امام حسين خاندان خود رو به فداي فرمان پروردگار دعوت كرد.

بردن اهل حرم دستور بود و سر غير    ور نه ابن بي‌حرمتيها كي روا دارد حسين

محرم ماهي كه همگان وجود خدا را به چشم مي‌بينند.محرم ماهي هست كه بايد فرياد زد لا‌اله الا الله.

حسين.حسين.واي حسين!

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي‌كند    عزت و ازادگي بين تا كجا دارد حسين

در كتابي نوشته بود در روز عاشورا هرچقدر آتش جنگ افروخته‌تر ميشد چهره‌ي امام حسين هم منورتر و شادابتر ميشد.صورت او مانند ستاره‌اي ميدرخشيد و آرامش سراسر وجود اورا فرامي‌گرفت.

پيش رو راه ديار نيستي كافيش نيست    اشك و آه عالمي هم در قفا دارد حسين

اما بشنويد از او كه در آن لحظات به ياران خود چه مي‌گفت؛اي فرزندان بزرگ زادگان،اي عزيزان بلند پايه و ارجمند.صبر و شكيبايي پيشه گيريد.مرگ چيزي نيست مگر پلي كه شما را از روي خود عبور مي‌دهد از گرفتاري و شدت و مضرت،به سوي بهشت و نعمتهاي جاويدان الهيه.پس كدام يك از شما دوست ندارد كه از زنداني به سوي قصري انتقال يابد؟

ابا‌عبدالله به نقل از اميرالمومنين كه از پيامبر روايت كرده،فرمود:دنيا زندان مومن هست و بهشت كافر.مرگ پل عبور براي مومن به سوي بهشت.نه من دورغ مي‌گويم و نه به من دروغ گفته شده است.

رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جايي كه كفن از بوريا دارد حسين

بله اين حال و هواي سيدالشهداست در هنگام شهادت.در روزي كه لحظاتي چند با مرگ از نظر ما و وصال به معشوق از لحاظ حقيقت فاصله‌اي نداشت.