ظاهراً واژه بچاقچي يا بوچاقچي در گويش تركي از دو بهر «بوچاق» يعني چاقو، كارد و سرنيزه و پسوند «چي» تشكيل شده است. بنابراين بوچاقچي معني نيزه گذار و دشنه دار را مي‌دهد. از آنجا كه عشاير بچاقچي از آذربايجان به منطقه كرمان مهاجرت كرده‌اند و مردمي جنگجو و سلحشور هستند مي‌توان اين وجه تسميه را از نظر روحيه اين افراد صحيح تر دانست. گرچه برخي نيز بر اين باورند كه نام اين ايل را از واژه بوچاق به معني عسل گرفته‌اند. بنابر روايات ريش سفيدان و مطلعان ايل بچاقچي، نادرشاه افشار اين ايل را از قره داغ آذربايجان به سرزمين كرمان كوچانيده است.
در اواخر حكومت قاجاريه رئيس ايل بچاقچي، اسفنديارخان بود كه در زمان حكومت آصف الدوله (1315هـ.ق 1897 م) سيرجان را تسخير كرد. آخرين فعاليت اين ايل در جنگ جهاني اول (1914-1918م) و هنگام حمله انگليسيان و اشغال ايران است. حسين خان شجاع پور پسر اسفنديار خان كه از افراد نامي ايل بچاقچي و موثر در تاريخ كرمان بود در سال 1333هـ.ق (1914 م) آلمانيان مقيم كرمان را ربود ومدتها با قواي تجاوزگر انگليسي جنگيد.
- سردسير و گرمسير
منطقه سردسير ايل بچاقچي در گذشته، ارتفاعات چهار گنبد و بلورد و گرمسيرشان عين البقر و مراتع پيرامون آن بوده است.
- نظام سنتي ايلي و ساخت قدرت
ايل بچاقچي از تعدادي طايفه، هر طايفه از چند تيره، هر تيره از تعدادي ايشوم (eysum) و هرايشوم از چندين خانوار تشكيل مي‌شده است. بنابراين نظام سنتي ايلي از بزرگترين واحد تا كوچك ترين آن از اين قرار بوده است: ايل، طايفه، تيره، ايشوم و خانوار. ايشوم تركيب ثابتي ندارد و معمولاً تعدادي خانوار با توافق هم تشكيل يك ايشوم را مي‌دهند، از اين رو به اصطلاح خودشان، خانوارهاي يك ايشوم با يكديگر شريك رمه هستند.
اين خانوارها ممكن است با هم خويشاوند باشند يا اينكه نسبتي نداشته باشند، به هر حال يك خانوار عضو ايشوم مي‌تواند در پايان سال دامداري (آخر بهار) به علت به توافق نرسيدن با خانوارهاي ديگر از ايشوم جدا و به ايشوم ديگري ملحق شود. خانواده در ايشوم هسته‌اي و استقلال نسبي دارد. اما هر خانواده با ديگر خانواده‌هاي عضو ايشوم در همه كارها، همبستگي اجتماعي دارد. امور اجتماعي و توليدي ايشوم اغلب به صورت تعاوني وبا كمك يكديگر انجام مي‌گيرد. درگذشته در راس تمام ايل يك خان (ايلخان) قرار داشت. در حال حاضر هر طايفه يك خان و هر تيره يك ريش سفيد و هر ايشوم يك نفر سر ايشوم دارد. هر ايشوم در كار خود استقلال دارد و اطاعت از دستورها و توصيه‌هاي ريش سفيدان فقط به خاطر احترام به آنان است و ايشان جز در موارد خاصي همانند ميانجي گري و حل اختلافات نقش ويژه‌اي در تصميم گيريها ندارد.